سلام
گاهی دوست نداری بعضی ها رو رها کنی با اینکه ناراحتت کردن یا از دستشون اذیت شدی.
ولی با این حال دوست نداری رها شون کنی دوست داری کنارت باشن,
مثل دوستی خاله خرسه میمونه دوست داری کنارت باشه ولی بهت آسیب میرسه اگر کنارت باشه و باعث اذیتت میشه.
چه دنیای عجیبی هست کسی رو دوست داری ولی شاید اگر کنارت باشه باعث اذیتت میشه شاید دوست داشتن اذیت شدن یا درد در هم تنیده شده اند, شاید بخش مهمی از دوست داشتن درد دوست داشتن هست شاید این جزو مسیر برای رسیدن به چیزهایی هست که دیگران این درد رو تحمل نمیکنند و به چیزایی که ارزشمند تر هست نمیرسند, شاید برای صیقل دادنمون بعضی سختی ها لازم هست مثل اینکه نجار برای ساخت وسیله ای به چوب سختی میده یا آهنگر هم برای ساخت وسیلهای به آهن سختی میده و تراش کاری انجام میدهند ولی در نهایت این شی هست که با هزارتا سختی و فشار به شکل زیبایی در میاد,
پس به نظرتون چرا برای بعضی ها اینطور نیست؟
به نظر من شاید این سختی رو کم کم دریافتش کردن که معلوم نشده یا اینکه بعضی افراد اصلا دنبال چیزهایی که ارزشمند هست نیستند و از اون سختی خود را وامیرهانند یا شاید از تحملش شانه خالی میکنند.
نظر شما چیه؟
