پرش به محتوا

ما از کسی عقب تر نیستیم و از کسی جلوتر هم نیستیم

ایلان ماسک

سلام

امروز میخوام به یک موضوع حیاتی بپردازم

خب موضوع موضوع خیلی مهمیه که میخوام بهش بپردازم

اصل موضوع راجب اینکه خودمان را با خودمان مقایسه کنیم واز دیگران یاد بگیریم

ما وقتی که میخواهیم در زمینه ای پیشرفت کنیم در مورد اون موضوع تلاش میکنیم و بهش میپردازیم و در این بین کسانی هم مدام خود را با دیگران مقایسه میکنند که البته این از دیدگاهی میتونه درست باشه و از دیدگاهی میتونه اشتباه باشه

از دیدگاه درستش اینه که خودمان را با بقیه مقایسه می کنیم و ازشون یاد میگیریم که در مسیر پیشرفت باید چه کارهایی انجام بدیم و یه طورایی مسیر رو برای خودمان واضح تر میکنیم و راه روش های موجود رو یاد میگیریم و بهترین نحو که میتونیم در مسیر پیشرفت قدم برمیدارم

ولی از دیدگاه غلط ما دائم خود را با بقیه مقایسه میکنیم و بدون اینکه در نظر داشته باشیم که شرایط متفاوت است نسبت به پیشرفت خود خوشحال یا ناراحت میشیم خب شاید ما در شرایط بهتری قرار داشته باشیم و حتما باید پیشرفتمون نسبت به فرد دیگه بهتر باشه ولی مقدار تلاش میکنیم که اندازه یک دیگر باشیم یا مثلا شاید فردی که داریم خودمان را باهاش مقایسه میکنیم مشکلاتی داشته باشه و خودمان رو با اون مقایسه میکنیم در حد اون تلاش میکنیم و در حد اون نمره میگیریم یا پیشرفت میکنیم در صورتی که اون فرد مشکلی داره و نمیتونه بیشتر تلاش کنه ولی درصورتی که ما مشکل که برای اون پیش اومده رو نداریم و حتما باید خیلی بهتر عمل کنیم.

حالا مطلب دیگه ای هم هست برای مثال ما مشکل داریم و خودمان را با دیگری مقایسه میکنیم و پیشرفت دوستمون بهتر از ما هست و این باعث ناراحتی ما میشه خب در این موضوع باید خودمان شرایطمون رو بسنجیم و بدانیم که شرایطمون متفاوته و خودمان را با خودمان مقایسه کنیم و از پیشرفت سریع تر خودمان خوشحال باشیم.

چندین مثال متناقض

چندین نفر رو داریم در روستا زندگی کردن به بهترین دانشگاه جهان نظیر هاروارد یا استنفورد میرسن و در اونجا درس میخونن

و چندین نفر رو هم داریم در بهترین شهر های دنیا به دنیا میان و فروشنده یا شغل هایی با مزایای کمتر میرسن

این اتفاق ها به طرز تفر افراد بستگی داره که چطوری به موضوع میپردازن و در مورد هرچیزی چطوری فکر میکنن

اینکه افراد به موضوع چطوری فکر میکنن و میپردازن دلیل وجود این تفاوت هاست

یک مثال:

دو فرزند از یک پدر معتاد هردو در یک شرایط بودن یکی معتاد میشه و فقیر و یکی پولدار و غنی , از هردو میپرسن چی شد که این طوری شد شرایطتون هردو میگن پدرمون معتاد بود خب این مثال نشون میده که طرز تفکر افراد در پیشرفت شخصی اون ها به مقدار قابل توجهی میتونه تاثیر گذار باشه و یک طرز تفکر + باعث پیشرفت و یک طرز تفکر – باعث ضرر و سختی بیشتر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *